loading...

سیاست یعنی عشق

بعد از دستگیری مدعی شد برای فیلم سیاه این جنایت را انجام داده؛ موضوعی که خواهر مقتول آن را تکذیب کرده است. رسیدگی به این پرونده از دی 90 و در پی شکایت زنی درباره ناپدید شدن برادرش در دستور کار پلیس آ

جنایت به خاطر فیلم سیاه

بعد از دستگیری مدعی شد برای فیلم سیاه این جنایت را انجام داده؛ موضوعی که خواهر مقتول آن را تکذیب کرده است.

رسیدگی به این پرونده از دی 90 و در پی شکایت زنی درباره ناپدید شدن برادرش در دستور کار پلیس آگاهی شهریار قرار گرفت.

 

در تحقیق از شاکی معلوم شد برادرش به نام شاهین چهارم دی ماه به قصد یک نفر خانه را ترک کرده و بازنگشته است.

تحقیقات پلیسی در این رابطه آغاز شد، اما هیچ ردی از شاهین به دست نیامد تا این که زنی به نام آرزو با مراجعه به پلیس گره از معمای این قتل باز کرد.

 

او در اظهاراتش گفت: چند روز قبل برای گرفتن پول به خانه یکی از دوستانم به نام نرگس رفتم. قرار بود او 300 هزار تومان به من قرض بدهد.

وقتی به خانه شان رفتم برادرش در را باز کرد و از من خواست وارد خانه شوم. به تصور این که نرگس در خانه است وارد شدم.

 

هیچ خبری از نرگس نبود، خواستم آنجا را ترک کنم که شاهین مانع شد و مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. او از صحنه آزار و اذیت من فیلم گرفت و تهدید کرد اگر شکایتی را مطرح کنم، فیلم سیاه را در شهر پخش می‌کند.

 

وی ادامه داد: برای حفظ آبرو موضوع را به کسی نگفتم، اما این حادثه باعث افسردگی من و شک شوهرم شده بود.

شاهین مدام با من تماس می‌گرفت و از من می‌خواست به خانه شان بروم. تهدیدهایش باعث شد ماجرا را به شوهرم بگویم.

 

فتاح وقتی از ماجرا با خبر شد از من خواست با شاهین قرار بگذارم. من هم در یک باغ با مرد جوان قرار گذاشتم و همراه شوهرم به باغ رفتیم.

وقتی شاهین به آنجا آمد، شوهرم با او درگیر شد و مرد جوان را خفه کرد. من با مشاهده این صحنه بیهوش شدم.

 

پس از اظهارات این زن، ماموران راهی محل قتل شدند؛ اما نتوانستند جسد را کشف کنند. تحقیقات برای شناسایی فتاح ادامه داشت تا این که پس از یک ماه دستگیر شد.

متهم در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت:وقتی متوجه شدم شاهین همسرم را مورد تعرض قرار داده تصمیم به انتقام گرفتم .

 

او را به بهانه‌ای به باغ کشاندم و خفه‌اش کردم. جسد او را در اتاقکی گذاشته و روی آن سنگی گذاشتم.

نرگس با مشاهده این صحنه غش کرده بود. به همین دلیل او را به خانه رساندم و دوباره به باغ بازگشتم و جسد شاهین را دفن کردم.

 

مدتی فراری بودم تا این که فهمیدم همسرم پیش پلیس رفته و همه چیز را گفته است. موضوع را به پسردایی‌ام گفتم و شبانه همراه او به باغ رفتیم و جسد را تکه‌تکه کرده و در حاشیه شهر رها کردیم.

 

با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان چندی قبل در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند.

در این جلسه فتاح گفت: تصور می‌کردم مقتول مهدورالدم است و باید او را به قتل برسانم. به همین دلیل این کار را انجام دادم.نرگس هم اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و مدعی شد از نقشه قتل بی‌خبر بوده است.

 

پس از دفاعیات متهمان قضات دادگاه با توجه به اعتقاد مهدور الدمی مقتول توسط قاتل، حکم به پرداخت دیه و حبس دادند.

با اعتراض اولیای دم، پرونده به دیوانعالی کشور فرستاده شد که قضات دیوانعالی کشور حکم را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی دوباره به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستادند.

 

هفته گذشته متهمان به ریاست قاضی مقدم زهرا پای میز محاکمه قرار گرفتند. در ابتدای جلسه دادگاه، خواهر مقتول برای قاتل برادرش تقاضای قصاص کرد و گفت:

این زوج دروغ می‌گویند و زمانی که نرگس برای گرفتن پول به خانه ما آمد من در خانه حضور داشتم. آنها با ادعای تجاوز قصد دارند از مجازات فرار کنند.

 

در این جلسه نماینده دادستان هم در دفاع از کیفرخواست گفت: «فتاح در این پرونده متهم به آدم‌ربایی، قتل و جنایت بر میت است.

همسرش هم متهم به معاونت در قتل و مشارکت در آدم‌ربایی است. با توجه به مدارک موجود در پرونده جرایم آنها محرز است و تقاضای مجازات قانونی دارم.»

 

رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به نرگس از او خواست از خود دفاع کند که زن جوان گفت:وقتی به خانه شاهین رفتم او با زور و تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داد.

وقتی ماجرا را برای همسرم تعریف کردم او از من خواست شاهین را به باغ بکشانم و هیچ اجبار یا آدم‌ربایی در کار نبود.

 

فتاح به من گفت قصد آزار و اذیت شاهین و فیلمبرداری از او را دارد و نمی‌دانستم می‌خواهد مرتکب قتل شود. اگر از نیت او مطلع بودم با شاهین تماس نمی‌گرفتم. در صحنه نیز بیهوش شدم.

در ادامه فتاح در جایگاه قرار گرفت که او هم مدعی شد من فقط اتهام جنایت بر میت را قبول دارم.

 

من وقتی گلوی او را فشار دادم نیمه جان شد و روی زمین افتاد بعد هم همسرم را به خانه رساندم و بعد از بازگشت متوجه شدم او را کشته‌اند. از ترس جسد را دفن و بعد آن را تکه تکه کردم.

پس از دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها قضات دادگاه وارد شور شدند تا رای دادگاه را صادر کنند.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نرم افزار رسمی ما

    نرم افزار رسمی ما را دانلود کنید

      و مطالب سایت را درگوشی 

        اندروید خود دریافت کنید.

     برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.


    آمار سایت
  • کل مطالب : 1140
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 126
  • آی پی دیروز : 340
  • بازدید امروز : 225
  • باردید دیروز : 391
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 616
  • بازدید ماه : 1,893
  • بازدید سال : 119,748
  • بازدید کلی : 567,752